علي بن حسين انصارى شيرازى
427
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
و مثانه و سرفه خشك را نافع بود و باه را تحريك دهد و گرده را نيكو بود و بول براند و شكم و بسيار خوردن وى مولد سده بود و صفرا و بلغم زياده كند بحسب مزاج و وى بر معده ثقيل بود بغايت و مصلح وى نبات بود كه با وى خورند يا عسل پيش از طعام بايد خورد و بعد از وى سكنجبين و بعد از غذا نشايد خوردن تا آن زمان كه غذا بگذرد و بخاصيت سيم گلاب است صاحب مخزن الادويه مىنويسد : موز به فتح ميم لغت عربيست و نيز به عربى طلع و بهندى كيله نامند درخت آن را به انگليسى PLANTAIN و بفرانسه BANANIER و ميوه آن را بهر دو زبان BANANA گويند مورد اسفرم مورد برى است و نيكوترين آن رومى است و طبيعت آن گرم و خشك بود در دويم صرع را نيكو بود و مقوى معده و جگر و صداع و رطوبت دماغ را نافع بود و چون به خود برگيرند كرم بكشد موّ بيونانى ميون خوانند و بعضى ثاميطيغون خوانند و نبات وى مانند شبت بود ليكن ساق وى غليظ بود و به درازى دو گز بود بيخ وى را مو خوانند و به وزن و لون غاريقون بود ليكن بزردى مايل بود و اندكى تلخى داشته باشد و خوشبوى بود و اين بيخ مستعمل بود و طبيعت آن صاحب منهاج گويد گرم و خشك است در سئوم و در وى رطوبتى نافخ غير نضج بود و جالينوس گويد گرم و خشك بود گرمى او در دويم بود و خشكى در سئوم نيكوترين آن روشن پاك بود بول و حيض براند و ملطف بود و گرمتر بود از سنبل و قابض بود درد مفاصل را نافع بود و جگر سرد را سود دارد خوردن و طلا كردن و عسر البول را نافع بود چون بجوشانند و يا بخيسانند و بخورند و اگر بكوبند و بعسل بسرشند و لعق كنند بادى كه در معده بود و مغص و درد رحم و درد مفاصل و سينه را سود دارد و چون بجوشانند و زن در آب آن نشيند حيض براند و چون ضماد كنند بر زهار كودكان بول براند و اگر زياد مستعمل كنند صداع آورد و اسحق گويد مضر بود به سپرز و مصلح وى تخم كرفس بود و بدل آن نيم وزن آن جوز بوا و هموزن آن سنبل و گويند بدل آن نيم وزن آن فلفل سياه بود و ابن مؤلف گويد بدل آن در ادرار بول فطراساليون است يا افسنتين رومى و قد شجرهء مو دو گز بود و بيخ آن پراكنده بود بعضى درازور است و بعضى كج صاحب مخزن الادويه مىنويسد : مو به ضم ميم و فتح ميم و تشديد واو نيز آمده و بيونانى ميوه و بعضى ميطيغون و به فارسى ريشاوالان نامند موميايى نيكوترين آن معدنى بود كه از ولايت داراجرد خيزد و ديسقوريدوس گويد موميايى به قوت زفت و قفر بود چون باهم بياميزند و به طبيعت آن بود الا موميايى منفعتى بسيار تمام دارد و طبيعت آن گرم بود در سئوم و لطيف بود و محلل شيخ الرئيس گويد گرم بود در آخر درجهء دويم و خشك بود در اول مقوى روح بود بخاصيت و سودمند بود ورمهاى بلغمى را و خلع و كسر و سقط و ضربه و فالج و لقوه را خوردن و طلا كردن و درد شقيقه و صداع سرد و دوار را سود دارد چون حبهاى به آب مرزنجوش سعوط كنند و گرانى زبان را قيراطى به طبيخ سعتر پارسى بياشامند نافع بود و منع نفث دم از شش بكند و خناق و درد حلق را قيراطى از وى با سكنجبين يا رب توت سودمند بود و قيراطى از وى به آب كمون خفقان را نافع بود و حبهء از وى فواق را زايل كند چون به طبيخ كرفس بياشامند و قيراطى از وى به شير تازه بياشامند ريش مثانه را نافع بود و حبهء از وى با قيراطى گزيدن عقرب را نافع بود و چون با شراب صرف بياشامند يا مثلث و همچندان يا روغن گاو بر موضع گزندگى بمالند و جهت كسر چون بياشامند زود نفوذ كند تا موضع كسر و نيم دانك در آبى كه انيسون جوشانده بود حل كنند و بر شكم مستسقى طلا كنند نافع بود و جهت امساك بول هر روز دو حبه با آبى كه تخم كرفس جبلى و فقاح اذخر در آن جوشانيده باشند بياشامند نافع بود و در ابتداى جذام و برص و داء الثعلب هفت روز پياپى به طبيخ انتيمون هر روز نيم دانك بياشامند و درد معده كه از سردى بود و سوء الهضم هر روز دو حبه به شراب صافى بياشامند گزندگى مار و عقرب و كسى كه زهره خورده باشد هر روز دو حبه به آبى كه انيسون و ورق درمنه و پودنه كوهى در آن پخته باشند بياشامند و رعشه كه ظاهر گردد در اعضا به سبب برودت هر روز دو حبه به آبى كه سعتر پارسى و راسن جبلى در آن پخته باشند و جهت اختناق رحم و مجموع علتها كه زنان را بازديد شود از سردى دو حبه به آب سادج هندى بياشامند و جهت تب ربع كهن هر روز نيم دانك در آبى كه بيست درم بادآورد